طنین ِ ناله ای ، از کوچه ای بن بست می آید . . .

 

طنین  ِ ناله ای ، از کوچه ای بن بست می آید

کسی از راه، غمگین و خراب و مست، می آید

به پایش رخوت  ِ صد راه  ِ ظلمانی

به دوشش کوله بار  ِ درد، هریک از هزاران دست می آید

گره خورده ست چشمانش به فرداها

به یاد  ِ روزهای اوج و با اکنون  ِ زار و پست، می آید

به روی صورتش آرامشی بی نبض می جنبد

درونش جنگ  ِ سختی بر نبود و هست، می آید

به امید  ِ شروعی، جاده ای، راهی، خراب و خسته و غمگین

درون  ِ کوچه ی بن بست، می آید

. . .

/ 3 نظر / 8 بازدید
ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم و لذت بردم. به دیدارم بیا و بخوان و نظرت را بنویس. منتظرت هستم.

ایرانزاد خنیاگر

خوب من! راه ما نه بن بست است پای هامان شکسته و بسته ست از داشتن خواهری چون تو بر خود می بالم خواهر کوچولوی گل ام یگانه خواهرم دوستت دارم ببال و کیهان را دگرگون کن همچنان ادامه بده گل ام ...

رهاشده

من هم تنهام عجب هرزه ایست این تنهایی باهمه هست