سوگنامه ی میلاد ...

 

لحظه هایم بی شتاب

سایه ام ، بی آفتاب

استوارم بر دو پا

از درون ویران ، خراب

چشمهایی خسته و

سر پر از رویای خواب

واژه هایم غم زده

دل پر از احساس  ِ ناب

پشت  ِ سر ویرانی و

پیش  ِ رو ، وهم و سراب

...

در عبوری بی رمق

هستی از بنیاد لق

ابر را گفتم مخند

ماه را گفتم متاب

 

این منم با صد تضاد

نغمه ی سوز  ِ رباب

زادروزم تلخ و سرد

مأمنم آغوش  ِ گور

خانه ام بر روی آب ...

 


 

پی نوشت >> امروز روز  ِ میلادم است ... دوست دارم پایانم هم چنین روزی باشد !

می شود ... یقین دارم !

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
رامین

تبریک الهام عزیز! [گل] امیدوارم که صد سال به شادی (تاکید میکنم به شادی) و سلامتی زندگی کنی. پس شما هم خردادی هستی؟ این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد روحیه ی دیونیزوسی بهتر از آپولونی بوده، هست و خواهد بود. شک نکن که خیام این رو به درستی فهمیده و حس کرده. پیشنهاد می کنم که فیلم زیبای " ابدیت و یک روز" اثر استاد بزرگ سینمای یونان و جهان، تئودور آنجلوپولوس رو حتما" ببینی. مطمئنم که حداقل موسیقیش، قلبت رو تسخیر میکنه. اما که اینطور! بهترین و زیباترین شعرت رو نگه داشته بودی واسه امروز که تولدته؟ درسته؟! دیدم که نامت، در دایره المعارف شاعران و نویسندگان جوان ثبت شده بود. آفرین! اثر چاپ شده چی داری؟

مریم

سلام تولدتون مبارک نوشته هات به دلم میشینه سبز باشی و شاد

سیب

سالروز زایشت خجسته باشد دلبند ِآسمان پایانی درکار نیست به آنچه نیست , میاندیش انسان یعنی تضاد با صد تضاد یا صد هزار تضاد آغوش گور برای همگان ما باز است چهار طاق! باید که زمان بگذرد و هیچ فرصتی را در زندگی از خود دریغ نکرد....

ستایش

Salam Wish you happiness Wish you all the best

طومار

آفرین به تو دختر که رهای رهایی.حرف نداشت.تولدت مبارک.پس فعلا...