امشب چقدر  سرم شلوغ است

چند دقیقه ای هست که ساعت از یک بامداد گذشته است

چند دقیقه ای هست که ساعت از چهار صبح گذشته است

چند دقیقه ای هست که ساعت ذهنم کوک شده روی سه ساعت دیرتر ار همیشه

چند دقیقه ای هست که دستم تکیه گاه میز است و خودم اینجا نیستم

چند دقیقه ای هست همه جا رو به خاموشی رفته است

چند دقیقه ای هست که پشت چشمانم درد می کند

چند دقیقه ای هست که همه چیز غلط است

چند دقیقه ای هست که هیچ چیز زنده گی سر جایش نیست

وای ...

اینهمه چند دقیقه

هر شب

هر روز

فکر کن

فقط چند دقیقه

تصور کن تنها چد دقیقه در هر روز

دیوانه می شوی ...

دیوانه می شویم ...

دیوانه  ...

شاید برای همین است که همه

همه

همه

من

تو

او

ما

همه

دیوانه ایم

دیوانه

دیوانه

د

ی

و

ا

ن

ه

...

/ 2 نظر / 5 بازدید
ایزدیار

سلام آرزوی موفقیت وبهروزی برات دارم پیروزباشی.یه سرم به من بزن خوشحال میشم.

فروغ

سلام مثل همیشه کولاک کردی دوست خوبم