خصم ِ تبر ...

 

روزی که آمدی ؛

در ابتدای خسته ی پاییز

پنداشتم درخت  ِ وجودم ؛

از ریشه ها جدا

اینک یگانه خواهد شد

در انحنای کهنه ی تاریخ ...

پرواز می کند ؛

تنها درخت  ِ طاغی  ِ دنیا  !

آزاد می شود ؛

خوشحال می شود ؛

تنها ، جدا ، رها ...

روزی که آمدی ؛

با آن تبر به دستی  ِبی باک

گفتم  که ریشه های سیاهم

دیدید یک تبر هم

تنها به خصم نیست

با ما ، برای ما ؟!

...

روزی که آمدی ؛

من ریشه های خود را

تا آخرین توان ؛

بالا کشیدم و به تو دل باختم تبر ...

تا ریشه ام درآوری از خاک  ِ تیره تو

از نای جان به مهر  ِ تو پرداختم تبر ...

اما

...

حالا که رفته ای ؛

آن ریشه ها هنوز ، در خاک خفته اند

من هم همان درخت  ِ اسیرم  !

این را هزار بار ، با من

دیگر درخت های همین باغ گفته اند ...

با یک تفاوت  ِ کوچک

کین بار ...

این کنده ای که دیگر هرگز درخت نیست

حالا فقط هنوز

در ذهن  ِ خسته اش

هر روز ...

آن روز  ِ سرد را

در یاد می جَوَد

وقتی که بی خیال  ِ ریشه  و آزادی  ِ درخت

آن دست های سرد

بر گِرد  ِ گردنش

تنها شکوفه هایش را

با شاخه های ترد  ِ جوانش

با هرچه داشت او

با هرچه از درخت نشان بود

یکجا ، یکسر ، زدند و بردند آری

آری چه سخت او را آزردند آری ...

روزی که آمدی

در ابتدای خسته ی پاییز ...

 

پی نوشت >> هم بغض  ِ کنده ای که درختی بود / خصم  ِ تمام  ِ داس و تبرهایم ...

/ 8 نظر / 8 بازدید
ایمان

هر چند اون درخت در حسرت آزادي و رهايي موند ولي من براي درختهاي ديگه خوشحالم كه تنها نشدند مثل هميشه عالي الهام عزيز

...

وقتی انسان درخت می شود همه چیز دردناک تر می شود آزادی ام در پرشم نیست ایستایی می خواهم از نوع خواب...

شیما

عالی بود. ایشالا سال خوبیو شروع کرده باشی[لبخند]

حمید شرفی

سلام. سال نو مبارک. ببخشید که دیر اومدم. مطلبتو خوندم. هرچند با روحیه بهاری خوندم اما تاثیر عمیقی گرفتم. پاینده و سرشار باشید. تا آخرین توان ؛ بالا کشیدم و به تو دل باختم تبر ... تا ریشه ام درآوری از خاک ِ تیره تو از نای جان به مهر ِ تو پرداختم تبر ...

هادی (دست یخی)

واژه واژه مرا از آن بالا کشیدی تا این پایین که هم بغض کنده ای که درختی بود.. این نوشته ات هم بغض می سازد!!

...

تبر درخت را قطعه قطعه می کند تبر سخت تر است از درخت....

ناصربزرگمهر

عید را بهانه کنیم و بذرمهربپاشیم وبگوییم دوستتان داریم ،شاید مهربانی درو کنیم و طناب نفرت پاره شود واگر باز هم پاسخ نیامد حتما ایمیل یا وبلاگ یا شماره تلفن دوست تغییر کرده و می توانیم پاک کنیم.بدلیل سفر ،پیشاپیش این میراث ماندگار سرزمین همیشه سبز مان بر شما خانواده محترمتان مبارکباد. نمیدانم که کیستی .اما ممنون که مهربانی کرده ای اما یک نکته . یادت باشه که سیاهی بالاترین رنگ است اما رنگ عشق هم هست. دست هایم را در باغچه می کارم،سبز خواهم شد ،می دانم ،می دانم.