رعد و برق می زند و من به تکه ای اضافی می اندیشم

که هیچ معمایی را کامل نمی کند

رعد و برق می زند و من

به دمپایی های ساکت ِ کنار ِ استخر می اندیشم

که مال ِ همه بود و مال ِ هیچکس نبود

رعد و برق می زند و من به دیوارهای حایل می اندیشم

که نه جزئی از این خانه است نه آن خانه

رعد و برق می زند و من

به روسپیان ِ غمگین

به تخت ِ هتل ها

به جوانک ِ پمپ ِ بنزین

به گربه های کوچه

به سوسک های مستراح

به کاغذ ِ بسته بندی ِ اشیا

به باجه ی تلفن

به دستمال های چرک

به سنگفرش ِ حیاط

به دستگیره ی در

به لحظه های گرگ و میش

به معشوقه ها

به کودکان ِ ناخواسته

به اسکناس های چروک

به سی ِ اسفند

به خارپشت

به حضور ِ غم انگیز ِ هر چیز ِ اضافی

هر به گذر افتاده ی فراموش

هر استفاده شده ی مستعمل

هر غریب مسافر ِ بی سرزمین

به خود

می اندیشم ؛

رعد و برق می زند و . . .

آه

باران !

باران ببار

چند رعد و برق ِ دیگر برای زنده به گور کردنم کافی ست

باران

بشوی حافظه ی ساعت وار ِ فراموشی ناپذیرم را

بشوی

پاکم کن . . .

 


/ 9 نظر / 5 بازدید
سارا

مطالبت وبت عالیه الهام جان واقعا لذت بردم. پیش منم بیا

معصومه علوی

سلام.از آشنایی تون خوشوقتم. وبتون قشنگه. شعرها و قالب زیبایی دارین .موفق باشین.دوست داشتین به منم سر بزنین

ماهور

بشوی حافظه ی ساعت وار ِ فراموشی ناپذیرم را بشوی پاکم کن . . . دلنشین بود الهام جان .

رویای شب

سلام متنتون قشنگ بود . زنده بگور شدن زیر خلوار خاک قشنگ تر از زنده مردن رد فضای پر از ادمهای خاموش است که فقط به خود فکر میکنند و نه هیچ .زیر خک تنها نیستی با ذرات خاک حرف میزنی ,به انها فکر میکنی ,به ذراتی که با وجود تو از تنهایی در امده اند و و به وجودت افتخار میکنند و خوشحالند که دارندت . [لبخند]

مزدکم

کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشگها نخواهد برد

نلما

هر اسباب بازی قدیمی که بزرگ شدن را به دردناک ترین شکل ممکن درک کرده

ملودی

گمـ ـم نکـ ـن... در گوشـ ـه ایــــ از حافظـ ـه ات آرامـــــــــ مینشـ ـینم فقـ ـط بگـ ـذار بمـ ـانـم...! [گل][گل][قلب]

ملودی

دلمـ كہ مے گیرد بہ خودمـ وعده روزهاے خوبــ ـــ را مے دهمـ... از هماט روزهاے خوبے كہ سالهاستــ ـــــ بہ امید رسیدنشاט تقویمـ را خط خطے مے كنمـ..... [گل][گل][گل][گل]

نینا

خیلی قشنگ بود ... مرسی از نوشته هات... منم وقتی بارون می باره همین حسارو دارم..یاد همه چی می افتم. و ازش می خوام پااااااااااااک ام کنه !! [لبخند]