حقوق بشر، بشر ِ بی حق!

 

به عصری دهشتناک می زییم

قانون را به اشاره ی انگشتی می نشانند بر کاغذ  ِ سپید  ِ عدالت

و به اشاره ی دستی می خوابانندش در سیاه راه  ِ گور ..

این فاصله ی اندک  ِ انگشت و دست را چه باید کرد ؟

به عصری دهشتناک می زییم ..

عدالت را با لبخندی مزه از دست داده بر مسند تاریخ می جوند

و به گوشه ی چشمی "لام" ش را سر می برند به "واو" و پستونشینش می کنند..

این فاصله ی اندک  ِ لبها و چشم را چه باید کرد ؟

به عصری دهشتناک می زییم..

ما را به یک نام می شناسند

برابری مان را ترانه می خوانند بر گذرگاه اندیشه های پوشالی

 به نام نامی انسان

و تو ، در گوشه ای تاریک ، می توانی مرا به تابوت  ِ افکارم بسپاری بی بهانه..

این فاصله ی اندک  ِ من و تو را چه باید کرد ؟

به عصری دهشتناک می زییم

..

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
محیا

حق داری که عاشق باشی

طاهادی!

وصله دوز سراغ نداری؟؟