رقصید قاصدکی در باد

.

.

.

و زندگی ای آغاز شد

رقصید برگ ِ زردی در باد

.

.

.

و زندگی ای به پایان رسید

و اینچنین ، کوتاه و ساده ، زندگی ای آغاز و هم پایان می یابد

و ما ، آدمیان ، چه ناچیز این فاصله ی بین چرخش ِ قاصدکی و لرزش ِ برگی زرد را به سکه ای

حراج می کنیم . . .

/ 2 نظر / 10 بازدید
آدینه

این فلسفه ی تو منو دیوانه کرده دیگه[نیشخند] به روزم بیا[بغل]

مینا

سلام عزیزم.پاییزت مبارک.امیدوارم این خورشید تازه متولد شده پرتو هایش کمی گرمتر باشه[گل]