زندگی شوخیه جالبیه .....
وای که چقر شوخی دوست دارم ......
نخند !
جدی می گم ... درسته که شوخی رو دوس دارم ، ولی آدم ِ جدی ام ...
ای بابا ، داشتم از شوخی ِ زندگی می گفتم
.
.
.
میدونی مثه چی میمونه ؟!
انگاری یه ترقه زیر ِ پای ِ یکی ترکونده باشی ...
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم !
ممکنه اون کسی که باهاش شوخی کردی در لحظه ی اول شاکی بشه و حتی بزنه زیر ِ گوشت ...
اما ، تو اینقدر از شوخیت سرمستی که هرچی اون بیشتر شاکی می شه ، تو بیشتر می خندی ...
و تو اینجور موقعیت هم دو نوع  آدم داریم :
یا آخرش بی خیال می شه و از خنده ی تو خندش می گیره و به شوخی ِ ابلهانت می خنده ...
یا اینکه ...
یا اینکه اینقده محکم می زنه زیر ِ گوشت که نه تنها خنده ی پخش ِ رو صورتت منقبض می شه ....
بلکه دیگه تا عمر داری با کسی شوخی نمی کنی ...
زندگی درست عین  ِ همین جریانه ...
همش شوخی ...
مثلا اینکه تو تمام ِ عمرتو سر ِ یه هدف می ذاری و اینقده به کوچه خاکی و ورود ممنوع و نهایتا بن بست می رسی که درست آخرای عمرت دیگه هرچی فکر می کنی ، یادت نمیاد  هدفت چی بوده !
این یه شوخی نیست ؟!
یا اینکه بیست و اندی سال تلاش می کنی و درست زمانی که فکر می کنی الان وقت ِ بهره برداری از اون همه تلاشه و درست زمانی که فکر می کنی یه جوی آب وسط ِ بیابون پیدا شده و بعد که نزدیک تر میری ، می بینی - حتی سرابم نه - که بوم ِ یه نقاش ِ هنرمنده که اون قدر چیزی رو که عینیت داره ، اما حقیقت نداره رو به شکل ِ حقیقت درآورده که تونسته تو رو سالها دنبال ِ اون عینیت بکشونه ...
این خودش یه شوخی نیست ؟!
اینکه تو زندگی ، خیلی وقتا خودتو یه وزنه ی اضافی تو جهان تصور می کنی که اگه نباشی جهان بهتر می تونه تعادلش رو حفظ کنه و با این حال با هزارتا قفل به جهان وصلی و گاهی اوقات که تازه داری معنی ِ زندگی رو می فهمی و حس می کنی که الان جهان بهت نیاز داره و درست همون لحظه جهان تو رو مثه وزنه می بینه و بی معطلی تو رو از خودش جدا می کنه و تو هم ناچار باید یوغ تسلیم به گردنت ببندی و بری  ....
این یه شوخی نیست ؟!
یا اینکه زندگی اونقدر نامتعادل شده که دیگه واسه نفس کشیدن و بهره بردن از آبی ِ آسمونم باید حق ِ تنفس بدی و اگه نمی تونی ، نفس نکش ، خلاص !
این خودش یه شوخی نیست ؟!
یا اینکه ...
اصلا بی خیال ...
قرار بود فقط چن تا مثال واسه اثبات ِ حرفم بگم ، نه اینکه این شوخی ِ غیر ِ منتظره رو تحلیل کنم ...
خلاصه می خواستم بگم ، ما هم تنها می تونیم دو نوع برخورد باهاش داشته بشیم :
یا بخندیم و به خودمون دلداری بدیم که خنده بر هر درد ِ بی درمان دواست ...
- البته این مثال در مورد ِ قدیم ترا صدق می کنه ، چون الان دیگه یه سرماخورده گی ِ ساده هم شروع ِ یه بیماری ِ موهومه و خنده که هیچی ، دارو هم جواب نمی ده ، پس دیگه بهتره دلتو به خنده خوش نکنی -
خب چی می گفتم ؟
آهان ، راه ِ دوم :
یا اینقده سرسخت باشی که باهاش بجنگی تا اون باشه که دیگه باهات شوخی نکنه - که البته تجربه نشون داده که این بچه بازیگوش تر از این حرفاست که از خط و نشونای تو بترسه -
نتیجه ی اخلاقی :
نه بخند با زندگی با عور و ناز ...
نه بجنگش رو که از جا برکنی آن را به داس ...
اصلا اندیشه مکن درباره ی کارش ، خلاص ...  

/ 1 نظر / 4 بازدید
حسن

قابل توجه کسانی که سایت یا وبلاگ دارند ما که از اینترنت استفاده می کنیم چرا از سایتمان درآمد نداشته باشیم یا لااقل هزینه اینترنت که درمییاد می توانید از بهترین روش درج تبلیغات در سایتهای خودتان درآمد ماهیانه و مادم العمر کسب کنید - فقط با عضو رايگان در سايت 5000 تومان اعتبار قابل نقد دريافت مي كنيم. - در قبال معرفي هر نفر به سايت 500 تومان پورسانت قابل نقد مي گيريم. - با استفاده از كدهاي درآمد زا و بر حسب رتبه بازاريابي خود براي هر كليك بين 50 تا 250 ريال درآمد خواهيم داشت. با اين همه مزايا در فكر چه هستيد ؟؟؟؟ http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=73650 http://iceheart3.blogspot.com/