من . این جا . چه می کنم ؟

ساده تر از آنم که بدانم میان  ِ سیاهی و سپیدی هزار رنگ نهفته است

 

رنگ های چرک

رنگ های زیبا

رنگ های پریشان

رنگ های شاد

رنگ های فریبنده

رنگ های سرگردان

...

ساده تر از آنم که بدانم میان  ِ راست و دروغ هزار واژه نهفته است

 

وا‍ژه های خوشرنگ

واژه های برَّنده

واژه های زیبای بی آبرو

واژه های هراسان

...

ساده تر از آنم که بدانم میان  ِ گفتن و بودن هزار فراموشی نهفته است

 

فراموشی های در یاد مانده

فراموشی های از یاد رفته

فراموشی های ... ( فراموشم شد !)

...

ساده تر از آنم که بدانم میان  ِ من و تو ، هزار نبود نهفته است

نبود  ِ تو با راستی

نبود  ِ من با مفاهیم  ِ  آدم بزرگ ها !

...

تمام  ِ رنگ وا‍ژه های زنده گیم را فراموش کرده ام ؛

بی رنگ و بی واژه ...

بی هوا سر می خورم میان  ِ تنهایی ام ...

                                                               به همین ساده گی ...

/ 7 نظر / 6 بازدید
رامین

زیبا بود ولی باز هم محزون! اما مرسی !امیدوارم که روزی(نزدیک)رنگ ها و واژه های زندگیت، رو به یاد بیاری، تا ابدیت. ------------------- Etrnity and a day فراموش نکن که حتما" ببینی، شما که شاعری، باید داستان آخرین روز از زندگی یک شاعر برات جالب باشه. ببین و لطفا" نظرت رو در موردش برام بنویس.

مسیح

سادگی ات را از پس وپشت واژه هایت دیدم ولمس کردم بی رنگی خود زیباترین رنگ است خوب نگاه من..

سیب

همیشه هزار رنگ , هزار واژه , هزار فراموشی , هزار نبود و هزار سادگی هست هزارها آن قدر زیادند که در توانم نیست شمارش حضورشان تنها در یکی از هزار ها موجود ادغام می شویم و به همین سادگی سر می خوریم میان جایی که قبلا نبوده ایم تا پنجه های آفتاب انگار هزار قدم راه می شود و ما هزار سال پیر تر برای رسیدن به هزار توی زندگی....

فروغ

بیرنگی...فراموشی...بیواژگی... . . . با من بیا تا هپروت....آنجا خبری از این واژه های تلخ نیست

طومار

سفید سیاه بدون خاکستری!

سعیده

می دانم دنیا پر از بی رنگی است اما گاه رنگ هایی به زیبایی رنگین کمان دارد. حتما از دیدن رنگین کمان لذت می بریم.........!؟

هادی

ما با هم ایم و تنهاییم...