تنهایی

تنهاییم بسی بزرگ بود

دیوار بین  ِ شما و من آنسان سترگ بود که تنهاییم به هیاهوی درونش خو گرفت ...

در من بچه ی رویا پردازی بود که تا اوج ِ آسمان پرکشیده بود بارها و بارها

و اینسان زیستنش را پیوند داده بود با رویاهایش سالها و سالها

و اینچنین بود که تنهاییم بزرگ تر شد ؛

و دیوار بین  ِ شما و من سترگ تر

و من خو گرفتم به تنهایی پرهیاهویم ، و با رویاهایم تا آسمان ها پرواز کردم ...

/ 0 نظر / 6 بازدید