کدام یک ؟!

 

کلاغ ها در هیئت  ِ کرکسان دور  ِ سرم رژه می روند .
الان حدود  ِ ده باری هست که این مسیر را چرخیده اند
قار ... قااااااار
چرخش ، قار .... قاااار
فکر می کنم اینها در دوران  ِ اولیه ی زندگیشان کرکس بوده اند و حالا در تناسخ یک درجه ارتقاء  ِ مقام به کلاغ
شاید هم افت  ِ درجه
شاید کرکس بهتر از کلاغ است ، شاید !
شاید ما هم الاغی بودیم در تناسخ ،
و حالا آدمیم
هستیم ؟
نیستیم؟
کم کم دارند فرود می آیند
فکر می کنند مرده ام . اما مگر لاشه ام بوی خون  ِ مردار می دهد که قصد دارند توان  ِ خود را تطمیع کنند با جان  ِ ناتوان  ِ من ؟
حکم از پیش تعیین شده ، نه من ، نه الاغ ، نه کرکس ، نه کلاغ ، نه قافیه ی این شر و ورها دست  ِ هیچ کس نیست
تو محکومی به شکنجه ی من ، و من محکومم به شکنجه ی او ...
شاید او هم روزی تو را شکنجه کند
تا به چرخ و فلکی بپیوندیم مرگبار که تنها راه  ِ ایستادنش کنده شدن است
شاید الاغ ها هم قبل از اینکه تبعیدی  ِ کوله بار  ِ سنگین زندگی می شدند یکی از ما بودند
شاید کرکس هم یکی از ما بود با نقابی انسان گونه به صورتش...
حالا که اینها را می نویسم کلاغ ها رفته اند دیگر
فهمیده اند زنده ام هنوز و قادر به آلوده کردن محیط  ِ زندگیشان با نفسم
تو هم دقایقی پیش رفته بودی ؛
من هم تا دقایقی دیگر می روم ؛
تا در تناسخی دیگر به هیئت  ِ کلاغ و الاغ و کرکس و انسان درآییم
خدا را چه دیدی ، شاید این بار من نقش  ِ کرکس را به بازی گرفتم ... !

/ 2 نظر / 15 بازدید
حسام

یاد شعر سهراب افتادم. چرا در قفص هیچ کس کرکس نیست

حسام

ممنون که به آرشیوم هم سر زدی. با تشکر از حسن توجه شما...