اندکی آسایش را کجا می فروشند ... ؟

 

نبض  ِ لحظه هایم نمی زند

قطع کنید تمام  ِ این دستگاه های مرده ی زنده گی بخش را !

این قدَر داغان است ثانیه هایش

به درد  ِ اهدا هم نمی خورد

بیایید تحویلش بگیرید و جایی به خاک بسپاریدش

این انسان نه !

این زخم را ...

 

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
رامین

جستن ِ آسایش؟! شاید به همان آرامگاه ِ زخم یا شاید به بستر دو زخم ِ همگون به گاهِ هم آغوشیِ دگرخواهانه شاید... شاید ممکن گردد...

سیب

زنده بودن های نباتی برای دیگرانی که دوستت دارند .... این لحظات هنوز جان دارند حتی با زخم های کهنه شان ...

فروغ

این است سمفوني سکوت _من سین ها جمع میشوند در پس واژگانم...سایه ...سیاه...سکون...سكوت.. چه جنون آميز است این سمفونی سین چه موحش است جنون،در ثانيه هاي مداومم هيس....س.س...س... اين است آخر سين هايم.....هيس...س...س...س