... Nothing Left To Do

 

هرگز یک لاک پشت نبوده ام

اما می فهمم وقتی برای بقاء در یک لحظه تبدیل به سنگی بی جان می شوی یعنی

 چه ...

هرگز یک اسب  ِ وحشی نبوده ام

اما لذت  ِ آزادی را باختن

در زیر  ِ دستان  ِ نعل بند  ِ تازه نفس می دانم چیست ...

هرگز یک ماهی  ِ قرمز نبوده ام

اما به هر دست  ِ مهربانی شک می کنم

مباد تور  ِ زشتی شود ، بی لبخند ...

هرگز فانوسی نبوده ام

اما ترس  ِ از خاموش شدن را ...

آهسته برو و دستی هم تکان نده ؛

کبوترهای دلم خواب  ِ آسمان می بینند ...

 

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
ندا

سلام الهام عزیزم این قسمت رو متوجه نمی شم: هرگز یک ماهی ِ قرمز نبوده ام اما به هر دست ِ مهربانی شک می کنم

ندا

در کل شروع و پایانش خیلی منو جذب کرد - آفرین

سیب

هرگز آسمان نبوده ام .... ولی می دانم در آرزوی آسمان بودن ، گس مزه است ... و در دلم کبوتر ها ریسه می روند از این همه خواب ِ بیهوده !